ملاک تشخیص مصادیق «ساکتین فتنه» چیست؟ خط رهبری یا تندروی؟

به طور روشن می توان دید که در فرایند مبارزه با فتنه چه کسانی واقعاً دلسوز نظام بوده اند و چه کسانی صرفا اهل هیاهو و ادعا .حال آیا تندروها می توانند تشخیص دهنده مصادیق ساکتین باشند؟ آیا آنها قرار است امروز صحنه چینی نیروهای انقلاب را به دست بگیرند؟ آیا هر کس بیشتر فریاد کشید برحق است؟ آیا خود مدعیان امروز در روزگاری که فتنه ها پی ریزی می شد ساکت نبودند؟

نکته  مهمی که در باب  شبهه ساکتین فتنه قابل طرح است این سوال است که ملاک تشخیص فتنه چیست وبا چه شاخص هایی می توان تشخیص داد گروهی یاعنصری ساکت فتنه است یا خیر؟ در این بین عده ای با مخدوش کردن فضا سیاسی کشور به دنبال سوء استفاده خود از فضا بودند تا از این نمد کلاهی برای خود بسازند و با  هیاهو کاری انجام دادند تا ساکتین اصلی فتنه از کنار مسئولیت خویش به راحتی بگذرند و دلسوزان واقعی نظام به دلیل مطامع شخصی مورد هدف حملات عده ای تندرو قرار گیرند .

برای پاسخ به سوال بالا بهترین شاخص و ملاک بررسی سخنان رهبری و  عملکرد گروه هایی است که به صورت عملی وارد میدان شدند و به مبارزه عملی با فتنه پرداختند.

منطق علوی در برابر فتنه ها

یکی از نقاط عطف حوادث بعد از انتخابات، خطبه های تعیین کننده نماز جمعه ۲۹ خرداد بود. در این خطبه ها مهمترین محور بیانات رهبری، تاکید بر مراقبت نخبگان از گفتار خود، تاکید بر قانونگرایی و نفی هر نوع افراطی گری و قانون ستیزی است: «افراط وقتی در جامعه به وجود آمد، هر حرکت افراطی به افراطی گری دیگران دامن میزند. اگر نخبگان سیاسی بخواهد قانون را زیر پا بگذارند، یا برای اصلاح ابرو، چشم را کور کنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرج ها، آنهایند. من به همه این آقایان، این دوستان قدیمی، این برادران توصیه میکنم بر خودتان مسلط باشید، سعه ی صدر داشته باشید، دستهای دشمن را ببینید، گرگهای گرسنه کمین کرده را که امروز دیگر نقاب دیپلماسی را یواش یواش دارند از چهره هایشان بر میدارند و چهره حقیقی خودشان را نشان میدهند، «قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفی صدورهم اکبر» دشمنی های خودشان با نظام اسلامی را دارند نشان میدهند، از همه هم خبیث تر دولت انگلیس. من به این برادران عرض میکنم، به مسئولیت پیش خدای متعال فکر کنید: پیش خدا مسئولید، از شما سوال خواهد شد. آخرین وصایای امام را به یاد بیاورید، قانون، فصل الخطاب است، قانون را فصل الخطاب بدانید.».

این سخنان به نیکی روش و منطق مبارزه با فتنه را عیان می کند و خط مشی کلی ای را ترسیم می کند که طی آن «منطق علوی» را بر هرگونه توجیه می بندد. در این راستا همچنین می توان به روایت آقای زاکانی از جلسه هئیت پیگیری که در مجلس تشکیل شده بود با آقای موسوی اشاره کرد و آن را به عنوان نمونه ای عملی از مواجهه عقلانی با فتنه برشمرد:« در دیداری که گروه شش نفره مجلس با موسوی داشتیم میر حسین یک کلمه حرف درست و حسابی نزد.   این گروه ترکیبی از نادران، کاتوزیان، عباسپور، ابوترابی، کاظم جلالی و بنده بود که با کروبی و رضایی، موسوی و همچنین ۲ بار با هاشمی رفسنجانی دیدار کردیم؛ نخستین دیدار ما با موسوی بود که در سه‌شنبه بعد از انتخابات، ‌یک ساعت و نیم با وی صحبت کردیم اما در آن جلسه حتی یک کلمه حرف درست و حسابی نزد. بنده هم در آن جلسه به موسوی گفتم که ما در زمان تبلیغات انتخابات به بسیاری از استان‌ها سفر کرده و سخنرانی کردیم که تو رای نیاوری. اما حالا می‌گویم که ما دشمن تو نیستیم. فقط تو را لایق ریاست جمهوری نمی‌دانستیم و اکنون نیز به دنبال حق هستیم و اگر مطلبی مستند داری، ارائه کن که ما به دنبال آن برویم.   در همان جلسه بنده به موسوی گفتم که ما شما را از نیروهای انقلاب می‌دانیم چرا شما خودت را خراب می‌کنی. اگر دلیلی در خصوص تقلب در انتخابات داری، می‌توانی آن را ارائه کنی تا ما پیگیری کرده و به نتیجه برسیم اما دریغ از یک استدلال و سرخط که ما به دنبال آن برویم.»

اما در عوض می توان به صحبت های آقای رسایی در تاریخ ۱۶ خرداد ۸۸ اشاره کرد. سخنانی که علی رغم نهی صریح رهبری از نام بردن افراد اینچنین به ستایش یک کار غلط پرداخت و هیزم بر آتش فتنه افکند:«به نظر من مناظره بین احمدی‌نژاد و موسوی بین ما می‌توانیم و ما نمی‌توانیم بود.  در حالی احمدی‌نژاد با شجاعت، نشاط و با پایبندی با آرمان‌های خود بر مناظره تسلط داشت که برخلاف وی میرحسین موسوی با تزلزل و ناآرامی تسلط خود را بر مناظره از دست داده بود و تنها به آمارها و کاغذ‌های که به وی رسانده بودند، تکیه کرده بود.   آقای موسوی می‌گوید، که از دولت نهم شنیده که آمریکا و اسرائیل در حال از بین رفتن است، در حالی که درحقیقت تنها دولت نهم نیست که این مطلب را می گوید بلکه غربی‌ها نیز امروز از نابودی رژیم صهیونیستی سخن می‌گویند.   افشا‌گری‌های آقای احمدی‌نژاد جزو تکالیف الهی و رسالت وی بود،   اگر آقای احمدی‌نژاد به دنبال جلب آراء مردم بود، هیچگاه در شب انتخابات این مسائل را مطرح نمی‌کرد، و با تساهل و تسامح از کنار چنین مسائلی می‌گذشت !!!»

اقدام عملی در مقابل فتنه

نکته دیگر اینکه نباید به حرف اکتفا کرد یعنی کسانی که توانی برای کنترل فضا و آدم سازی و شفاف سازی داشته اند باید اقدامی می کردند.  آقای متکی در  این خصوص  می گوید: بیشترین مدارا را در مورد عاملان و یا ساکتان فتنه مقام معظم رهبری کردند‌ در بسیاری از جاهایی که می‌روم برخی‌ها می‌گویند که قالیباف و لاریجانی مصداق سکوت در برابر فتنه بودند و همچنین پرسیده می‌شود که چرا این دو نفر باید در جبهه متحد اصولگرایی باشند. در این چنین مواردی باید بین مصداق‌ قرار دادن خودمان و خدا توجه بیشتری داشته باشیم. طبق گزارشات سپاه، شهرداری تهران جزو نخستین دستگاه‌هایی بود که در برابر فتنه بهترین عملکرد داشته است.»”

پس از وقایع کهریزک و کوی دانشگاه که  رهبر انقلاب برای رسیدگی دستوراتی را صادر کردند هییتی از جانب مجلس تشکیل شد که می کوشید با «عمل» و نه با حرف به مدیریت فتنه بپردازد. بیانیه این کمیته یا شرح «اقدامات عملی» برای مقابله با فضای پرابهامی که از سوی اصحاب فتنه پدید آمد، نشان می دهد که  با رسیدگی دقیق  به این حوادث تلخ بی آنکه شائبه بی توجهی نظام به حقوق شهروندی به اذهان متبادر شود چگونه می توان در دفاع از مصالح انقلاب ثابت قدم بود و به ورطه افراط برای مبارزه با افراطی گری در نغلتید . این امر شاهد مثال اعلایی بر کاربست منطق و روش علوی در مواجهه با فتنه است و در عین حال غیاب مدعیان امروز در این کمیته نشان می دهد که چه کسانی در صف اول این مقابله بودند و چه کسانی فقط به التهاب کمک کردند و حرافی پیشه کردند.

آقای قالیباف نیز در صحبت های خود با گفتگوی ویژه خبری یک هفته پس از آغاز فتنه سعی کرد با تشریح فضای کشور و دعوت همه گروهها به پرهیز از تنش و تاکید بر فصل الخطاب بودن قانون و سخنان رهبری فضای آن مقطع را اینگونه تشریح کند:«باید دید که این مناظره‌ها در چه فضایی برگزار شد، مناظره‌ها مخاصمه بود یا مناظره؟ منازعه بود یا مناظره؟ و این سوال را باید از خود پرسید که آیا واقعا در این مناظره‌ها با عقل پیش رفتیم؟ و آیا نقدی بر گذشته و برنامه‌ها کردیم؟ و با بحث‌های ایجابی به پیش رفتیم و یا از اول با بداخلاقی و توجه دادن موضوعات به مسائل احساسی فضا را به گونه‌ای دیگری تغییر دادیم. شهردار تهران با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران گفت: حتما وقتی یک منازعه‌ای به پیش می‌آید و یک اختلافی پدید می‌آید هر دو طرف مقصرند اما باید در این میان به این نکته توجه داشت که آیا مردم در این مناظره‌ها فهمیدند که نامزدشان چه برنامه‌های مدونی در حوزه توسعه سیاسی، اقتصادی، معضلات اجتماعی و اشتغال دارد یا اینکه همه زمان متوجه تخریب و جنبه‌های احساسی موضوع و اسم بردن از کسانی شد که در آنجا نبودند

قالیباف با بیان اینکه عزیزی که منتخب می‌شود باید این باور درونی را داشته باشد که از لحظه انتخاب شدن بداند که منتخب ۷۵ میلیون جمعیت ایران است و مخاطبان وی تنها رای‌دهندگان به وی نیستند و این را باید در عمل و بیان رعایت کنند و برای همه پدری کند و با کنار گذاشتن رقابت‌ها در این زمینه گام بردارد و با تکیه بر این راه، ملت و کشور را در فضایی برادرانه و محبت‌آمیز و سرشار از دوستی بالا ببرد و آن برادری که شکست خورده، شکست را بپذیرد و به طرف مقابل تبریک بگوید و یا اگر اعتراضی دارد آن را از طریق قانونی به پیش ببرد.

قالیباف اضافه کرد:‌آیا اعتراض به برگزاری انتخابات را به سبک غیرقانونی پیش برد، قانون سازوکار لازم را طراحی کرده است و امروز هر کدام از عزیزان حاضر در صحنه انتخابات هر کدام از زحمت‌کشان انقلاب بودند اما نمی‌شود قهر کرد و وارد موضوعات نشد و این نگاه از جمله روحیات حداقلی است و کشانیدن مطالبات به سطح جامعه ناشی از همان روحیات حداقلی است و در این فضا خسارت را مردم و نظام می‌بینند. مگر همه ما یک حرف نداریم و همه ما مدعی راه امام و افکار امام و شهدا نیستیم، مهمترین بیان حضرت امام این بود که حفظ نظام از نماز واجب‌تر است. وی ادامه داد: آیا واقعا این راه،‌راه امام و شهداست، آیا امام بارها نگفتند که باید از ولایت فقیه و جایگاه ولایت فقیه صیانت کنید. این استاد دانشگاه افزود: در هر دنیایی یک فصل الخطاب وجود دارد و حتی در همین آمریکا رقابت میان بوش و الگور در دوره‌های گذشته ریاست جمهوری آن کشور در مقطعی که برخی مسائل مطرح شد، آنجا که حکم دادگاه در این خصوص صادر شد، کار تمام شد و وقتی ما مدعی قانونگرایی هستیم اما خودمان توجهی به قانون نداریم نتیجه آن این می‌شود که یک عده‌ای آشوبگر فضا را در کشور ملتهب می‌کند. »

در نهایت به طور روشن می توان دید که در فرایند مبارزه با فتنه چه کسانی واقعاً دلسوز نظام بوده اند و چه کسانی صرفا اهل هیاهو و ادعا . شاید مثال آن دو مادری که سر فرزند خود دعوا می کردند اینجا مصداق پیدا کند که مادر اصلی برای نجات دادن فرزندش حاضر شد از حق مادریش که بزرگترین سرمایه اش بود بگذرد. در فتنه سال ۸۸ هم عده زیادی برای برقراری آرامش و روشن شدن فضا حاضر شدند از آبروی خود در مقابل مدعیان امروزی بگذرند و اگر روزی برای نجات کشور خون دادند امروز آبروی خود را هدیه کنند.

حال آیا تندروها می توانند تشخیص دهنده مصادیق ساکتین باشند؟ آیا آنها قرار است امروز صحنه چینی نیروهای انقلاب را به دست بگیرند؟ آیا هر کس بیشتر فریاد کشید برحق است؟ آیا خود مدعیان امروز در  روزگاری که فتنه ها پی ریزی می شد ساکت نبودند؟

ادامه دارد . . .

منبع: فردانیوز

نظر یا دیدگاه خود را بنویسید