نگاهی به فیلم آمین خواهیم گفت

سامان سالور با ساخت فیلم چند کیلو خرما برای مراسم تدفین نشان داد به موضوع های خاص و آدمهای تنها وتصویر نوع تنهایی شان علاقه مند است . او با ساخت فیلم آمین خواهیم گفت ، این موضوع را بسیار پررنگ تر از آثار قبلی اش نشان می دهد .

فیلم در لامکانی عجیب فیلمبرداری شده است و آدمها در ظاهر اولیه جذابیتی ندارد .ولی همین شخصیتهای عجیب و تنها با تصویری که سالور از عمق تنهایی ، علایق و رویاهایشان تصویر می کند ، کم کم آنقدر دلپذیر می شوند که مرگ و نابودی شان بیننده را نگران خواهد کرد .

 در روستای دور افتاده تنها پل ارتباطی روستا ار بین رفته و تنها فردی که شجاعت استفاده از گرگر را برای انتقال عجیب ساکنین روستا بر عهده می گیرد ، مردی تنها است که  در ظاهر عقده های شخصیتی و جنسی زیادی دارد .اما با بسط قصه و ورود پسر بچه بی خانمان به نام اصغر فرشته اتفاقات دیگری روی می دهد و ……

در نگاه کلی به فیلم به نظر می آید سالور با نشان دادن تنهایی آدمهایی که حتی برای رفت و آمد هم از ناامن ترین وسیله ممکن استفاده می کنند ، سعی دارد به نوعی تصویر درونی این شخصیت ها را تصویر نماید . اما در ادامه با شناخت بیشتر کاراکترها می توان به زندگی مسالمت آمیز آنها  در کنار این وسیله عجیب تردد ، دست یافت . اینکه سالور با هوشیاری این وسیله عجیب را هر روز به یک رنگ در می آورد نکته ای حائز اهمیت است . تنها وسیله ارتباطی بین دو روستا گاهی برای غزا سیاه پوش شده و گاهی برای عروسی تزیین می شد که می تواند کنایه ای از تصویر زندگی ظاهری دردنیا باشد .

سالور در بازسازی لحظات ترس وتنهایی کاراکترهای عجیبش علی الخصوص اصغر فرشته بسیار موفق است .

بازی بسیار خوب ازاده زارعی در قالب دختری پسر نما قابل تحسین است . فرزاد حسنی هم با ایفای نقش کوتاه دایی الکلی قالب جدیدی در بازسازی شخصیت را نشان داده است .سالور در حالی فیلم را به پایان میبرد که شوک مرگ در سکانس های آخر به باز شدن معمای فرشته منجر میشود و همگی آمین می گویند در حالی که زندگی همچنان ادامه دارد .

نظر یا دیدگاه خود را بنویسید